عباس اقبال آشتيانى

510

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

دمشق و قضاء ديار مصر رسيده و آخر الامر در دمشق به سال 739 در همان شغل قضاء فوت كرده . خطيب قزوينى مردى تيزهوش و فهيم و فصيح و خوش‌خط و كريم و منصف و حامى فقرا و ضعفا بوده و بيشتر مالى را كه بدست مىآورده انفاق مىنموده . خطيب قزوينى كتاب مفتاح العلوم سكاكى را مختصر كرده بنام تلخيص المفتاح و همين تلخيص است كه سعد الدّين تفتازانى با شرح و بسط از آن كتاب مطوّل را ساخته است . قاضى عضد الدين ايجى ( 701 - 756 ) - قاضى عبد الرحمن بن احمد از مردم شهر ايج ( ايگ ) پايتخت قديم ولايت شبانكاره از فضلاى بزرگ عهد شاه شيخ ابو اسحاق اينجو و امير مبارز الدين محمد و شاه شجاع و از معاصرين خواجه حافظ شيرازى است و بيك واسطه شاگرد قاضىالقضات ناصر الدين بيضاوى محسوب مىشود و او در دستگاه سلطان ابو سعيد و خواجه غياث الدين محمد رشيدى و شاه شيخ ابو اسحاق و ملوك فارس و شبانكاره بسيار محترم بوده و در عهد ابو سعيد منصب قاضىالقضاتى كل ايران را داشته و در سلطانيّه مقيم بوده و از آن ملوك و امرا انعامات بسيار يافته است و ما سابقا به اين جمله اشاره كرده‌ايم « 1 » . شيخ ابو اسحاق اينجو قاضى عضد الدين را سخت احترام مىكرد و در كارهاى ملكى از او مشورت مىنمود چنان كه در سال 754 موقعى كه امير مبارز الدين مظفرى به قصد شيراز و دفع شيخ ابو اسحاق لشكر كشيد امير شيخ با قاضى عضد الدين مشاوره نمود و به صلاح‌ديد او از در صلح‌خواهى نسبت بامير مبارز الدين درآمد و قاضى را براى ترتيب كار آشتى پيش او فرستاد و قاضى در سيرجان از امير مبارز الدين ملاقات نمود ، امير مبارز الدين مقدم قاضى را گرامى داشت و 5000 دينار جهت اقامت خاصهء او و 000 ، 10 دينار ديگر جهت مخارج ملازمان قاضى انعام نمود و پسر خود شاه شجاع را واداشت كه پيش قاضى ايجى كتاب شرح مختصر ابن حاجب را كه از تأليفات او بود مذاكره كند و او را باحترام بشيراز برگرداند و قاضى در ضمن محاصرهء شيراز از طرف امير مبارز الدين از آنجا خارج شد و به شبانكاره رفت ولى در آنجا امير شبانكاره با قاضى نساخت و قاضى را در قلاع شبانكاره محبوس نمود و دانشمند مزبور

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به صفحهء 351 - 352 .